سه سال و هفت ماهگی
سلام به امیدهای زندگیم سه سال و هفت ماهگی تون مبارک عسلای من یکی از خوانندگان عزیز وبلاگ خواسته بودند در مورد توی مهد موندن بچه ها بنویسم . خداراشکر بساط گریه زاری همون یک ماه اول بود و وقتی آریسا کاملا با محیط و خاله های مهد آشنا شد . خودش علاقه مند شد و دیگه مشکلی نبود . مادرایی که بچه هایی مثل من دارند کمی باید روی دلشون پا بذارن و دیگه بعد از یک هفته نمونن تو مهدکودک ، تا زمانی که بچه میدونه مامانش تو مهده فایده نداره اما خیلی کار سختیه منم خیلی عذاب وجدان داشتم و اما از اتفاقات این ماه : مامان نازی و پدر جون از مسافرت اومدن و کلی سوغاتی های خوشگل براتون آوردند هم پوشاک و هم ا...
نویسنده :
مامان ندا
10:01












