پارسا جان و آريساپارسا جان و آريسا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 12 روز سن داره

دوقلوهاي مهربون

منصرف شدن از رمزدار کردن وبلاگ

سلام به دلیل محبت های زیاد شما دوستان و اینکه متوجه شدم چققققققدر  وبلاگمون خواننده خاموش داره ، دلم نیومد که در جواب مهربونی هاتون فقط به تعدادی از دوستان رمز بدم ، به همین خاطر با عرض شرمندگی باید بگم که کلا از رمزی کردن وبلاگ منصرف شدم .  همه ی بچه ها و بچه های خودم را به خدای بزرگ میسپارم و امیدوارم خدا خودش ازشون محافظت کنه . ...
19 شهريور 1392

شیطونک ها ی دوسال و دوماهه

سلام عشقای شیطون و شیرینم اعصاب مصاب برام نذاشتین دیگه ، به همه چیز و همه جا کار دارین جز اسباب بازی هاتون . تو آشپزخونه چه خبره که دست از سرش برنمیدارین ؟؟؟؟؟؟؟؟ ظرف می شورم ، صندلی میذارین کنار م جلوی سینک ،میرین روش می ایستید و کمک که نهههه کار منو زیاد میکنید با کارهاتون . میخوام لباس پهن کنم ، درست مثل دوتا جوجه دنبال من راه میفتین توی تراس و نمیذارین بفهمم چیکار دارم میکنم . گیره ها را درمیارین ، لباسها را از تو سبد میندازین بیرون و ..... میشینم با لپ تاپ کارکنم میخواین عکس و فیلم ببینید و از سرو کول من بالا میرید اصلا یادم میره واسه چی لپ تاپ را روشن کردم میرم سراغ موبایلم ، میخواین با برنامه "پیشی" حرف ب...
18 شهريور 1392

رمزدار شدن مطالب

سلام دوستان عزیز و مهربانی که همیشه به ما لطف دارین ، از این به بعد تمامی پست ها رمزدار خواهد بود . کسانی که مایل هستند آدرس وبلاگ و یا ایمیل خودشون را بذارن تا رمز را براشون ارسال کنم .                                                                         با تشکر - مامان ندا...
4 شهريور 1392

2 سال و دو ماهگی (26 ماهگی)

سلام عشقای کوچولوی من 26 ماهگیتون مبارررررررررک خیلی دارم از خاطراتتون جا میمونم اما چه کنم وقتی برام نمیذارین که بیام با آرامش بشینم فکر  کنم و تک تک شیرین کاری هاتون را ثبت کنم . جونم براتون بگه که تعطیلات عید فطر همگی با هم به باغ بهادران رفتیم . خیلی باصفا بود و هوا هم عالی بود .خواهرشوهر خالم هم با دوقلوهاش "علی و عرفان" که 9 ماه از شما بزرگتر بودن اومده بود ولی با هم اصلاااااا مهربون نبودین بخصوص علی و آریسا همش داشتن دعوا میکردن . دوتا تاب هم توی حیاط ویلا بود که همش شما میخواستین اونجا بازی کنید ،من هم همش کنارتون بودم و از جمع دور بودم آریسا خیلی خوشش میاد سر به سر هیوا بذاره . خواب هم که نداشتین ، نصف شبی ...
29 مرداد 1392

سی دی بلاگ 100 پست اول رسیییییید

سلام خوشمزه های من  پست های وبلاگمون به 100تا رسید و  از طریق سی دی بلاگ ، سفارش سی دی کامل وبلاگتون را دادم و بعد از یک هفته انتظار ، این سی دی به دستمون رسید . چقدر خوب بود ، از اولین تا صدمین پست به صورت یک کتاب الکترونیکی و خیلی با سلیقه همراه با موزیک زیبا ورق میخورد .  تمااااااااااام خاطرات این دوسال برای من یادآوری شد . چقدر دلم برای روزهایی که نوزاد بودید تنگ شد اما اصلاااااااااااااا دلم نمیخواد دوباره تجربه اش کنم . خلاصه که خیلی از این امکان "سی دی بلاگ " نی نی وبلاگ خوشم اومد .همیشه بعد از هر پستی یک بک آپ یا پشتیبان از وبلاگ میگرفتم اما الان خیالم راحت شد که دیگه هیچ وقت تحت هیچ شرایطی  این 100تا پست را ...
28 مرداد 1392

غمگینم

خیلی دلم گرفته پارسا رفته خونه مامان نازی ، آریسا هم با بابا پیمان رفته خونه مادرجون . خودم خواستم تنها باشم اما در تنهایی هم همش دارم به شما و آیندتون فکر میکنم . هیچ وقت اینقدر غمگین نبودم ...
10 مرداد 1392

2 سال و یک ماهگی (25 ماهگی)

سلام کوچولای مامان امروز تمیزکار داشتیم و شماها ظهر رفتین خونه ی مامان نازی ، الان یک فرصت فوق العادست برای نوشتن وبلاگ با آرامش و تمرکز تمام . به بودنتون خیلی عادت کردم ولی گاهی خیلی به این فرصت ها نیاز دارم و الان دقیقا در شرایطی هستم که دلم میخواد تنهای تنها باشم ، عکس های قدیمیم و خاطراتم را مرور کنم ، یه کم به خودم برسم و بعد بیرون برم و برای خودم خرید کنم ، کلا دلم میخواد چند ساعتی ، فقط چند ساعتی بدون استرس و نگرانی ، برای خودم باشم .خدا عمر طولانی به پدر و مادر و خواهرم بده که همیییییشه من را درک کردند و این موقعیت ها را برای من به وجود آوردن ، خدا حفظشون کنه واقعا برای من دلسوزانه زحمت میکشن . 25 ماهه شدین ، آریسا خیلی ع...
30 تير 1392