هایپر استار سیتی سنتر
عشقکای مامان سلام از خانه نشینی خسته شده بودم به خاله جون زهرا گفتم چهارشنبه بیاد خونه ی ما که با هم باشیم اما خاله گفت من ظهر از سرکار میام دنبالت تا بریم خونه ی ما عصر هم بریم سیتی سنتر ، چهارشنبه شد و طبق برنامه رفتیم خونه خاله جون که خیلی هم زحمت کشیده بودن و عصر رفتیم هایپر استار ، دقیقا شبیه کارفور در دوبی و تایلند و جاهایی بود که دیده بودم . شما دوتا هم چه کیفی کرده بودین تو این سبدخریدها . یه کم خرید کردیم و از همونجا شام گرفتیم و اومدیم خونه خاله ، بابا پیمان هم اومدند شام خوردیم و خسسسته اومدین توی ماشین خوابیدین . روز پنج شنبه مامان نازی اومدن آریسا را بردن تا من یه کم به کارهام برسم و استراحت ک...
نویسنده :
مامان ندا
16:47





