شب یلدا 1391 و واکسن 18ماهگی
سلام فرشته های کوچولوی من ، یلداتون با تاخیر مبارک امسال شب یلدا بهتر از سال قبل برگزار شد چون دیگه همه به نبودن مادرجون در جمعمون عادت کردن و کم کم باورشون شد که دیگه مادربزرگ قصه گوی شب های یلدا در بین ما نیست خدا رحمتشون کنه و روحشون شاد باشه . شب یلدا همه خونه ی مامان نازی بودیم و خیلی خوش گذشت ، شما دوتا هم که با شاینا و هیوا همبازی شده بودین و حسابی بازی کردین و کلی نانای ، قربون دستای کوچولوتون برم که اینقدر حرفه ای نانای میکنید عشقای مامان روزی که مدت ها بود استرسش را داشتم فرا رسید : دیروز صبح رفتیم واکسن 18 ماهگیتون را زدین ، الهی بمییییییییرم که اینقدر اذیت شدین . وقتی اومدیم خونه دستت...
نویسنده :
مامان ندا
16:08








