دوقلوهاي مهربون

وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ

4 سال وهفت ماهگی

سلام قند عسلا  چهارسال و هفت ماهگی تون مباررررک  دی ماه امسال هممممش شما مریض بودین و من و باباپیمان خیلی خیلی اذیت شدیم ، مریضی پشت مریضی ، تب چهل درجه ، بداخلاقی ، بیخوابی ، غذاهای مخصوص .......وااای که چه ماه بدی بود . خاطزه ی خوبی تو ایم ماه ندارم که بنویسم شیرین زبونی ها : پارسا : مامان ما کوچولو بودیم ما را قلاب میکردی ؟؟؟  منظورش قنداق بود   ازکجا شنیده؟؟ آریسا شب یلدا به شاینا گفت : شاینا لباسم را میدم بپوشی ولی رقص نداره ها فقط باهاش عکس بگیر    پارسا : مامان فردا میریم مهدکودک مامان : نه فردا تعطیله پارسا: چرا؟ من : چون تول...
29 دی 1394